آرشیو اخبار

گفت و گو با مختار حسین زاده، همکار موثر دهه اخیر گروه رسانه ای بسپار: در بسپار بزرگتر شدم

گفت و گو با مختار حسین زاده، همکار موثر دهه اخیر گروه رسانه ای بسپار: در بسپار بزرگتر شدم

یکشنبه, 16 تیر,1398

رتبه بندی این مطلب:
5/0

بسپار/ایران پلیمر مختار حسین زاده، میلاد. خیلی کودک درونش فعال هست. برای مدت ها عکاسی اجتماعی می کرد به صورت حرفه ای و صاحب جایزه. مدتی بود به عکاسی بی توجه شده بود، حالا که دوباره حضور در کلاس رو جدی گرفته براش خوشحال هستم.  
خواننده های بسپار مایلن با کادر اجرایی بسپار آشنا بشن. اینو در یک نظرسنجی که در آستانه سال جدید تو اینستاگرام گذاشته بودیم ازمون خواستن. خودت رو معرفی کن به هر شکلی که دوست داری و کار خودت رو در بسپار تعریف کن.
مختار حسین زاده هستم که البته تو بسپار منو میلاد صدا می کنن مثل خانواده ام.  ابتدا خبرنگار بسپار بودم و الان در تیم بازاریابی مشغول به کار هستم. 

از شماره چه شماره ای دقیقا به بسپار اومدی؟ در این مدت چه تغییراتی در زندگی شخصیت اتفاق افتاده؟ 
من از شماره 118 به بسپار اومدم و مهمترین اتفاقی که در زندگی شخصی ام رخ داده ازدواج بوده.

چه چیزی رو در محیط بسپار دوست داری؟ چه چیزی رو نه؟
در محیط بسپار صمیمیت بین همکارها وجود داره و عین یه خانواده شدیم و حقیقت اینه همدیگر رو از خانواده هامون بیشتر می بینیم. به خاطر همین غم و شادی بقیه برامون مهمه و سعی می کنیم اگر مشکلی پیش می آد در کنار هم باشیم. چیز آزار دهنده زیادی من ندیدم چون سعی می کنم یه محیط یا یه آدم رو با همه خوبی و بدیش قبول کنم. اگر هم مساله ای بوده همیشه با صحبت موضوع رو حل می کنیم. البته چند سال اول حضورم در بسپار همواره با خانم عابدینی و خانم علیزاد دعوا و  بحث کاری شدید زیاد داشتیم. شکلک خنده (بسپار- مدیر هم مدیرای قدیم! شکلک لبخند)

یه خاطره خوب یا بد به انتخاب خودت از بودن در بسپار تعریف کن. 
یه بار فکر کردم که بچه ها تولد منو  فراموش کردن و خب برای من تولد آدم ها خیلی مهمه و همیشه حواسم به این موضوع هست و حتی الان که اکثرا به یه  پیام مجازی اکتفا می کنن سعی می کنم کسایی که برام عزیز هستن رو با تماس تلفنی تبریک بگم بهشون. خیلی شاکی شده بودم و رفتم بیرون از دفتر! برگشتم سورپرایزم کردن و خیلی خوشحال شدم. (بسپار- یعنی در این حد برنامه ریزیمون حرف نداره!) 

به نظرتون در بسپار بازنشسته می شین؟
تا الان به این موضوع خیلی فکر نکردم ولی دنبال این هستم که در صورت امکان برای ادامه زندگی و کار در اینده به خارج از کشور برم. (بسپار- اینو نمی دونستم و غصه خوردم.) 

علایق غیر از کار حرفه ایت چیه؟ 
غیر از عکاسی که خیلی بهش علاقه دارم، چند سالی هست مدلسازی می کنم که باعث شده انسان آرومتری بشم. چون این کار به تمرکز زیادی نیاز داره و همین باعث شده آرومتر بشم به صورت کلی. 

چه موسیقی گوش می دی؟ سبک و خواننده؟ آخرین کتابی که خوندی؟
به طور کلی موسیقی با ریتم ملایم رو می پسندم. از  سبک های مورد علاقم هم می تونم به  jazz     اشاره کنم. اعتقاد دارم هر خواننده ای حتی اونهایی که ممکنه در دوره ای بهشون گوش ندیم یا حتی ازشون خوشمون نیاد ممکنه آهنگی رو ارایه کنن که برامون جذاب باشه و خودم رو محدود به اسم یا سبک نمی کنم ولی ترجیحا در ماشین و یا خونه موسیقی ملایم  گوش می کنم. 
از خواننده های مورد علاقه م مهسا وحدت، جیمز بلانت و  استینگ  رو می تونم نام ببرم. ضمن اینکه موسیقی کشور ترکیه  رو با توجه به آشنایی ام با زبان اون کشور و نوع حرفایی که فقط ترک زبان ها می تونن اون رو درک کنن خیلی مانوس و زیبا می دونم. به خصوص کارهای رافت ال رومان خواننده خیلی خوب ترک. 
اخرین کتابی که خوندم مربوط به کار عکاسی هست به نام The Dramatic Portrait نوشته کریس نایت که یه سورس آموزشی حرفه ای برای کار عکاسی پرتره هست. 

چند ساعت در شبکه های اجتماعی صرف می کنی؟ چه کسری از اون در بسپار هست؟ مهم ترین منبع خبریت؟
روزی 3 ساعت رو حداقل می رم که دوست دارم خیلی کمش کنم. چون به نظرم سم شده دیگه و هیچ هدفی هم نداره فقط الکی آدم می گرده تا زمانی که شارژ گوشی اش تموم بشه! در حدود نیم ساعت معمولا می شه اینستاگرام یا فیس بوک رو در دفتر چک کنم. 
در مورد منبع خبری یه عادتی دارم مخصوصا راجع به خبرایی که شک دارم بهشون. اینه که تحقیق می کنم و صحتش رو با منابع خبری مطمئن تر چک می کنم. ولی کلا زیاد دوست ندارم دنبال اخبار باشم و از حدود دو سال پیش کلیه کانال های خبری و ... رو دیلیت کردم از تلگرامم. 
خیلی هم نقد دارم به کسایی که همینطوری بر اساس احساسات یه خبری رو بازنشر می کنن بدون اینکه از صحتش مطمئن بشن.

چه مناسبت هایی در بسپار جشن گرفته می شه معمولا؟
به غیر از جشن پایان سال، تولد همه همکاران و  خود خانم علیزاد، روز کارگر، روز مادر، روز خبرنگار و ... رو معمولا جشن می گیریم.
 
طولانی ترین زمانی که در بسپار نبودی چه قدر بوده؟ مرخصی یا به هر دلیل دیگه.
اوایل حضورم در زمینه عکاسی خیلی فعالتر بودم و بنا به دعوت جشنواره های عکاسی به اردوهاشون دعوت می شدم که معمولا بین 3 تا 5 روز بودن ولی بعد از اون مرخصی می گرفتم که مثلا برم سفر و ...که در حد  2 تا 3  روز بوده بیشتر مواقع. 

سه تا آدم رو در بسپار بگو که به یادتون موندن و چرا؟
از نظر کاری با آدم های زیادی تو بسپار در ارتباط بودم ولی چند نفری که نام می برم برام مهم هستن. اولین شخص آریا صادقیان مدیر عامل شرکت پارسان پلیمر هست که اولین سفارش آگهی سالیانه رو در شروع کارم در بازاریابی  از شرکت ایشون گرفتم و باعث شد برای ادامه کار روحیه بگیرم. 
دکتر  نازکدست که معرف حضور همه هستن و نیازی به تعریف ندارن. شخصیت علمی ایشون در کنار افتادگی خاصی که دارن برای من خیلی ارزشمنده. 
از خانم علیزادمنیر خیلی چیزها یاد گرفتم مخصوصا اینکه احساسی عمل نکنم. چون همونطور که قبلا گفتم به خاطر احساسی بودن تنش های زیادی رو در اوایل کارم با ایشون و یکی از همکارا داشتم و به واسطه گذشت زمان و حرفایی که به من زدن هم آرومتر شدم و هم حرفه ای تر برخورد کردن رو یاد گرفتم که خوب در زندگی شخصی ام هم خصیصه منطقی برخورد کردن خیلی کمک ام کرد. 

و دیگه؟ 
در بسپار بزرگتر شدم.

 

(ادامه دارد...)

 

متن کامل این گفت و گو ها را که در ویژه نامه  200 ماهنامه بسپار در نیمه خردادماه منتشر شده است، بخوانید.

در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های 02177523553 و 02177533158 داخلی 3 سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. 

 

 

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
لطفا تنظیمات را ویرایش و ذخیره نمایید
دی ان ان